کربلای یک...

وبلاگ اختصاصی محمد حسین رشیدی (طائف)
کربلای یک...
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۵ مطلب با موضوع «امانت مردم» ثبت شده است


هرکس که چادر میکند بر سر که مومن نیست

من از حجاب بی حیاها سخت می ترسم...


http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-08-05/3148-7438.jpg

جمکران


با اینکه به بـــوم جان کشیــدیم تو را

ای حرف حساب...کی شنیدیم تو را

سرگرم به ریسه بندی کوچه شدیم

یک لــحظه گذشتــی و ندیدیـم تو را

"میلاد حسنی"

پ ن: ندیدیم تو را..... ):

به خدا قسم سال ها سوختم

شبها ناله کردم که بروم، به امید رسیدن به حسین (علیه السلام)

شبها نخفتم چون مى دانستم که مرگ در راه او سعادت است، خوشبختى است ...


پ ن: یاایتهالنفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی

+ از نوشته های شهید علی اصغر حیدری

هرچه کُنی بکن مکن تَرک من ای نگار من

هرچه بَری ببر مبر سنگدلی به کار من

هرچه هِلی بهل مهل پرده به روی چون قمر

هرچه دَری بدر مدر پردۀ اعتبار من

هرچه کِشی بکش مکش باده ببزم مدعی

هرچه خوری بخور مخور خون من ای نگار من

هرچه دهی بده مده زلف به باد ای صنم

هرچه نهی بنه منه پای به رهگذار من

هرچه کُشی بکش مکش صیدحرم که نیست خوش

هرچه شوی بشو مشو تشنه بخون زار من

هر چه بُری ببر مبر رشتۀ الفت مرا

هرچه کَنی بکن مکن خانۀ اختیار من

هرچه روی برو مرو راه خلاف دوستی 

هرچه زنی بزن مزن طعنه به روزگار من

''شوریده شیرازی''


پ ن : فقط سکوت!!

روزی به یک درخت جوان گفت کُنده ای: 
«باشد که میزِ گوشه ی میخانه ای شوی

تا از غمِ زمانه بیابی فراغِ بال، 
ای کاشکی نشیمنِ پیمانه ای شوی

یا اینکه ازتو ، کاسه ی "تاری" در آورند 
شورآفرینِ مطربِ دیوانه ای شوی

یا صندوقی کنند تورا ، قفل پشتِ قفل 
گنجی نهان به سینه ی ویرانه ای شوی

اما زِ سوزِ سینه دعا می کنم تورا، 
چون من مباد آنکه " درِ" خانه ای شوی!

چون من مباد شعله ور و نیمه سوخته، 
روزی قرین ِ آهِ غریبانه ای شوی

چون من مباد آنکه به دستانِ خسته ای، 
در مویِ دخترانِ کسی شانه ای شوی!» 


روزی به یک درخت جوان گفت کُنده ای: 
«باشد که میزِ گوشه ی میخانه ای شوی»

 "حسین جنتی"


پ ن :آثار این شاعر قوی در کتاب "ن" چاپ شده...شاید خیلی جاها باهاش اختلاف سلیقه داشته باشم ولی حقیقتا این قطعه ش مال دلم شد.