کربلای یک...

وبلاگ اختصاصی محمد حسین رشیدی (طائف)
کربلای یک...
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غزل بازی» ثبت شده است

بگذارکه عیـبی  زتـو دلــبر بتراشم

تا چـاره بــرای دل مضطــر بتراشم

در آه من آیـینه فـنا گشت مـدد کن

زنگار از ایــن  لـوح  مکــّدر بتراشم

زلفـی نرهـاندی و نـوایی نرسـاندی

مـن با چـه مـظامـین معطـّر بتراشم

یک تیشه من آه و دگر تیشه من اشک

فـرهاد کجـا مـن دو بـرابـر بتراشم

حجّار زبر دستم و بر قلب تو نقــشی

از قـمـری و قنّاص ستمــگر بتراشم

آن روز که بندم به طواف سرت احرام

این ماندۀ جـان را عوض سـر بتراشم

اشـکال تراشی ولــی اشـکال ندارد

سـر را به هوایت چو قلــندر بتراشم

یا پیش بران یا که بخوان ، سر ندوانم

مگذار که عیبی زتــو دلبر بتـراشم

"طائف"


پ ن: این کارایی که شُعرا میکنن غالباً مشق غزل هست و در حقیقت خبر خاصی نیست... کمتر پیش میاد شاعری مثل شهریار گردنه های عشق رو اون طوری که به تصویر کشیده گذرونده باشه.