کربلای یک...

وبلاگ اختصاصی محمد حسین رشیدی (طائف)
کربلای یک...
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بی مادری» ثبت شده است

مولای من...

فدای گریه ات چشم تر من

فدای ناله ی تو حنـــجر من

زمــادر خــوبتر چیزی ندارم

فــــدای مـــادر تـو مادر من


پ ن : ایام فاطمیه اسفند 93

روزی به یک درخت جوان گفت کُنده ای: 
«باشد که میزِ گوشه ی میخانه ای شوی

تا از غمِ زمانه بیابی فراغِ بال، 
ای کاشکی نشیمنِ پیمانه ای شوی

یا اینکه ازتو ، کاسه ی "تاری" در آورند 
شورآفرینِ مطربِ دیوانه ای شوی

یا صندوقی کنند تورا ، قفل پشتِ قفل 
گنجی نهان به سینه ی ویرانه ای شوی

اما زِ سوزِ سینه دعا می کنم تورا، 
چون من مباد آنکه " درِ" خانه ای شوی!

چون من مباد شعله ور و نیمه سوخته، 
روزی قرین ِ آهِ غریبانه ای شوی

چون من مباد آنکه به دستانِ خسته ای، 
در مویِ دخترانِ کسی شانه ای شوی!» 


روزی به یک درخت جوان گفت کُنده ای: 
«باشد که میزِ گوشه ی میخانه ای شوی»

 "حسین جنتی"


پ ن :آثار این شاعر قوی در کتاب "ن" چاپ شده...شاید خیلی جاها باهاش اختلاف سلیقه داشته باشم ولی حقیقتا این قطعه ش مال دلم شد.

دلم نیزار سوزان است و خاکستر نمی گردد

حریف شعله اش باران چشم تر نمی گردد


چه بی رحمانه غم بگذشت از حد شکیبایی

روانم را ربود و سوی پیکر بر نمی گردد


بهار آرزویم کرد بر تن رخت پاییزی

خدا داند که این آبان غم آذر نمی گردد


اگر چه‌خانه لبریز از محبت‌ها ولی مادر

برای طفل بی مادر کسی مادر نمی گردد


ز دستان نوازش پیشه ممنونم ولی یاری

به جز مادر مجیب این دل مضطر نمی گردد


بیا مادر بگیر از صورتم اشک یتیمی را

که با دوریّت اوضاع دلم بهتر نمی گردد


بیا و لا اقل بی تابی بابا تماشا کن

مگر همسر شریک غصه شوهر نمی گردد


دلا آیین چرخ این است گه با تو گهی بی تو

قمر همواره با میلت پی اختر نمی گردد


چه بد هنگام دانستم بهای نعمت مادر

کنون کز دیده پنهان گشت و بر دیگر نمی گردد

   "طائف"


پ ن: حسام الدین حیدری....دانش آموزی که ۲۸ آبان ۸۸ بی مادر شد ... این غزلو تسلای دل نازکش نوشتم.