کربلای یک...

وبلاگ اختصاصی محمد حسین رشیدی (طائف)
کربلای یک...
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

تقدیم به گلاب و گل

دوشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۳۱ ق.ظ

روزی به یک درخت جوان گفت کُنده ای: 
«باشد که میزِ گوشه ی میخانه ای شوی

تا از غمِ زمانه بیابی فراغِ بال، 
ای کاشکی نشیمنِ پیمانه ای شوی

یا اینکه ازتو ، کاسه ی "تاری" در آورند 
شورآفرینِ مطربِ دیوانه ای شوی

یا صندوقی کنند تورا ، قفل پشتِ قفل 
گنجی نهان به سینه ی ویرانه ای شوی

اما زِ سوزِ سینه دعا می کنم تورا، 
چون من مباد آنکه " درِ" خانه ای شوی!

چون من مباد شعله ور و نیمه سوخته، 
روزی قرین ِ آهِ غریبانه ای شوی

چون من مباد آنکه به دستانِ خسته ای، 
در مویِ دخترانِ کسی شانه ای شوی!» 


روزی به یک درخت جوان گفت کُنده ای: 
«باشد که میزِ گوشه ی میخانه ای شوی»

 "حسین جنتی"


پ ن :آثار این شاعر قوی در کتاب "ن" چاپ شده...شاید خیلی جاها باهاش اختلاف سلیقه داشته باشم ولی حقیقتا این قطعه ش مال دلم شد.

نظرات  (۲)

هعییییی خدا تکلیف من چیست ک بی مادرم کردی؟؟؟؟؟ماااااامااااااان چرا رفتی از پیشم مگ قول نداده بودی ترکم نمیکنی ای خداااااا کمکمممممم کن 
پاسخ:
خدا بهتون صبر جمیل عنایت کنه

مادرتونم ببخشه و بیامرزه...
 .....خودم دیدم....! امان از دل زینب !!
پاسخ:
سلام علی جانم... خیلی حال کردم بهمون سر زدی داداش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">